ننه چغندر

من (مامان نازنين) ديروز در ساعات اوليه شب گذشته موقع خروج از خونه مامانی برای خودم يه اسم انتخاب کردم . ننه چغندر

آخه اين نازنين ما هرجا که مامانيش باشه اصلا و ابدا منو تحويل نمی گيره.

وقتی ميرم دنبالش ذوق ميکنه دور اتاق ميگرده حرف ميزنه اما بازم دنبال مامانيه.

هرجا اون ميره باهاش ميره . اگه بعد از ظهر وسايل زياد باشه و مامانی نازنين رو بياره پايين و سوار ماشين کنه که واويلا ميشه.

يه شب که آخرش مامانی مجبور شد با ما بياد تا بريم پيش بابای نازنين و وقتی نازنين حواسش به باباش رفت مامانی هم بنده خدا مجبور شد تا خونه پياده برگرده.

خلاصه من حکم چغندر پيدا کردم و اسم ننه چغندر رو واسه خودم انتخاب کردم.

ولی البته قلبا از اين موضوع راضيم که نازنين اينقدر با مامان بزرگ ، بابابزرگ هاش خصوصا مامانی و بابايی که هميشه باهاشونه احساس راحتی داره .

خدا به اونها سلامتی و عمر طولانی بده و همه مادربزرگ پدربزرگ ها رو واسه نوه ها نگه داره که اين ، يکی از بزرگترين داشته های هر کسی هستش. 07.gif

/ 8 نظر / 8 بازدید
ويلي

سلام ننه چغندر عزيز...کلی به اين استعدادت تو نامگذاري حسوديم شد و خندیدم. عکسها و کادوهای نازنين هم خيلی عالی بود. دلت هميشه شاد باشه.

Omid

مامان خانم نازنين خانم(نه ننه چغندر) دست شما درد نکنه ، شما لطف داريد.

خاله فرشته

حالا اگر اين بچه هم به خودت ميرفت و نمک ميخورد و نمکدون ميشکست خوب بود :) ، حیف اون زحماتی که من توی دانشگاه واسه بزرگ کردن تو کشیدم ،. خوب این بچه ميدونه که مامانيش خيلی زحمت ميکشه نميخواد بی معرفتی کنه - مگه نه خاله؟

مامان نازنين

خاله فرشته مطمئن باش خاطراتی که تو دانشگاه باهم داشتيم يکی از جاودانه ترين خاطرات منه. ويولت جون (مامان آرمين ) مرسی که به وبلاگ نازنين سر زدی.

اروند

ببين مامان فرناز عزيز! چغندر اصلاْ بد نيست که!! تازه کلی هم شيرينه!! حالا برو خدارو شکر بهت نگفته مامان شلغم!! که خدائيش خيلی بی مزه تره!!! راستی ممنون از حضورت و تعريف از آن دو عکس!

آنا

مامان نازين عزيز سلام . اولين باره که اينجا ميام . تولد نازنين گلو ( با يک کمی تاخير )‌ تبريک ميگم . انشاا... ۱۲۰ ساله بشه . حالا چند ساله شده گل دخترتون ؟ بعد هم زياد ناراحت نباش منم يکجورايی ننه چغندرم . فکر می کنم همدرد زياد داری .

paybarah

چه خوب که نازنين جونی ميتونه پيش مامانی و باباييش باشه فکر کنم پيش اونا خيلی بهش خوش ميگذره

باباي فردا

فرناز عزيز٬ من نمی دونم چرا تا حالا این سرای گرم را کشف نکرده بودم... چقدر متن قشنگی برام نوشته بودی... راستی ننه چغندر فکر نکنم خيلی بهت بياد ولی هرچی باشه نازنينه بابا ديگه و بعد از بابا٬ مامانی هم که جای خود داره... ولی خداييش مامان خود آدم يه چيز ديگره ... خدا پدر بزرگ و مادر بزرگ هاي نازنين خانومی را حفظ کنه. فکر کنم من باید يه وقت مفصل برای گردش در اين سرای زيبا جور کنم ..... همين روزها ديگه به خاطر وبگردی اخراج ميشم.... راستی ۲۱ آذر دخترکم میاد و ممنون که پا به پای منو مامان فردا منتظرين.