سفر کيش

گفته بودم که میام و تند تند پست های عقب افتاده رو جبران میکنم05.gif

اومدم.10.gif

خوب ما قبل عید با تلاشهای بی وقفه اینجانب (مامان فرناز) یه توره سه شب و چهار روز رفتیم هتل داریوش کیش که واقعا جاتون خالی بود تو همه قسمتهاش ( چون اگه بخوام تفکیک کنم خیلی منصفانه نیست 04.gif) فقط بگم که قیافه من و صد البته باباش اینجوری شده بود 14.gif

نتیجه اخلاقی این سفر هم این بود که نه تنها اون ثبت نام حج عمره ای که کردیم و ۲ سالیه نوبتمون شده و هنوز نرفتیم ، بازم نمیتونیم بریم ،  بلکه از برنامه سفر مالزی یا سنگاپور که تصمیم داشتیم در صورت داشتن بودجه برای سال جدید برنامه ریزی کنیم هم اساسی صرفنظر کردیم و تصمیم داریم اگه بشه بریم پیش خاله بهناز.

وای که نمی دونین این نازنین خانم چقدر شیطنت کرد. به دوستام همیشه میگم که بچه ها در هر مقطعی یه جور شیطنت دارن وقتی کوچیکن تو هواپیما دائم باید راه بری ، یه کم بزرگتر میشن اصلا تو مسافرت نمی خوابن ، بزرگتر میشن نمیتونی هتل بری چون دائم میخوان رو زمین دست بمالن خصوصا اگه وقت چهاردست و پا راه رفتنشون باشه ، بزرگترم میشن که دیگه میشن نازنین که هر دقیقه هوس یه جا رو میکرد و ۲دقیقه هم تو جای هوس کردش بند نمیشد

اول که رسیدیم هتل تو لابیش اینقدر ذوق کرده بود که رو قالیچه چهار دست و پا راه میرفت 13.gif

بعد هی میگفت مامان اینجا خونمونه 13.gif؟! خلاصه در بدو ورود حسابی آبروریزی کرد.

رستوران هم که میرفتیم اینقدر ورجه ورجه میکرد که یکبار نزدیک بود پرت بشه پایین.

فقط یه روز که تا ۱ نیمه شب تو یه رستوران بودیم و موسیقی زنده داشت از شدت خستگی با اون همه سر و صدا آنچنان نشسته رو میز و تکیه داده به من خوابش برد که باور نکردنی بود.

هر چی از زیبایی و عظمت هتل بگم و اینکه همه باید سعی کنن حداقل واسه حفظ این اثر ( به فراخور بودجه از فصل گران تا فصلی که ما رفتیم و واقعا مناسب بود) حتما برن ، به همون اندازه از شیطنت های نازنین تو این سفر کم گفتم .

حالا یه چند تا عکس ببینین ( اکثر عکسهامون از خود هتل و محیط اطراف بود تا خودمون)

4hcos3c.jpg

4cc5gsl.jpg

30vgj5t.jpg

4beb6zn.jpg

2qu53cm.jpg

اینجا هم وسط دوچرخه سواری ۲۰ دقیقه ای ماست. اگه بدونین واسه رسیدن به اسکله که سه چرخه داشته باشه با نازنین مسافت ۷-۸ دقیقه ای رو با چه وضعی طی کردم (همش تو بغل) به عشق اینکه یه ساعتی دوچرخه سواری کنیم که اونم زورکی ۲۰ دقیقه بند شد و طبق معمول هوس جای دیگه ایه رو کرد.22.gif

اینجا یه جا مکث کردیم تا بابا علی ازمون عکس بندازه .

   2ev5ch3.jpg

تنها نفع این سفر خواب عصر و شب نازنین بود که تقریبا بیهوش میشد تا سانس بعدی10.gif

40otb45.jpg

/ 6 نظر / 3 بازدید
maryam

kheili khoshgel khabide , elahi ghorboonesh beram, toro khoda az ghole , man ye mache abdaresh kon i

ايليا

نازنين جون اينطور که بابايی و مامانی تصميم دارن ميخوان تو رو جهانگرد در بيارن خوش بگذره

خاله فرشته

نازنین خاله ، ببينم قضيه اين می می زير متکا چيه ؟؟؟؟ حتما داشتی خوابش رو میدیدی ، وگرنه تو که دیگه از اینا نمیخوری خاله جون. انشالله که هميشه سفرهای خوب بريد ، ببينم پيش ما کی ميايد

ملينا

نازنين جونم سلام .چقدر عكسهات قشنگه. چقدر خودت قشنگي.مواظب خودت باش

اميد

سلام.عکس های خيلی قشنگی بود،اميدوارم هميشه به مسافرت و خوشی باشه. یه سوال؟ مگه ميميشو ازش نگرفتين؟ توی اين عکس ها که ميمی داشت!!!!

سميه مامان ايليا

سال نوتون مبارک باشه . هميشه به سفر خانومی . می بينم که نازنين شما هم بدتر از ايليای ما نزاشته يه نفس راحت بکشين. به خدا ايليا هم خيلی اذيتمون کرد امسال عکسا رو فکر کنم از تی نی پيک گذاشتين چون نتونستم ببينم