نازنينم ديشب اول چهار پنج قدم به تنهايی برداشت و بعدش عرض فرش را خودش براحتی طی کرد. راه رفتنت مبارک عزيز مامان.

نصفه شب که واسه شير بيدار شد ( تقريبا هميشه فقط وول ميخوره و بيدار نميشه )

زودی از رو تختش خودش رو رسوند به باباش و من که با شيشه شيرش رسيدم ديدم اينقدر قشنگ داره واسه باباش درد و دل ميکنه که نگو ، آخه چند روزی ميشد که باباشو کم ديده بود . علی هم مدل خودش حرف ميزد و اونم غرق گفتن چيزايی بود که ما هيچی سردر نياورديم. دخترم ماه شده بخدا ، يه ماه با دريايی از احساس 07.gif

/ 4 نظر / 3 بازدید
m

سلام عزيزم .... راه افتادن بچه شايد از شيرين ترين لحظات پدر و مادر باشه .... حتمن ازش فيلم و عکس يادگاری داشته باش.

شيوا

بازم سلام. اولا دختر شما ماه بود نه اينکه تازه ماه شده باشه ؛ ) . بعدشم خانمی دختر شما بايدم با احساس باشه چون هرچی باشه يه مامان با احساس داره که در عين با احساس بودن يه آرامش قشنگی داره که آدم از بودن با اون واقعا لذت ميبره :)

خاله فرشته

بابا اين چند روزی که من وبلاگت رو نخوندم کلی اتفاقات خوب اوفتاده ، مبارکه. اين دخترات داره حسابی خانم ميشه - دلم بردی که - يه عکس جديد ازش بفرست - از قول من ببوسش - هميشه شاد باشيد

pesare dars nakhoon

نازنين خانم سلام.راه رفتنتون مبارک،شيرينيش کی ميدين؟!! اميدوارم از همين اول راهت تو زندگی انتخاب کني.