اين پست بالاخره كامل شد

من میدونم چرا دیر اینجا رو آپ دیت میکنم . واسه اینکه بعد کلی تاخیر هر وقت میام اینقدر

مطلب و عکس دارم که نوشتن و تکمیل یه پست سه چهار روزی وقتمو میگیره و وقتی هم که

تموم میشه مثل اینه که کوه کنده باشم . اینه که میرم تو دوران استراحت و دفعه بعد بازم روز از

نو ، روزی از نو.

این عکس ذوق نازنین بمناسبت میز و صندلی دار شدنشه که بازم دست خاله بهنازش درد نکنه

با خرده فرمایشهای من.

8fl03zs.jpg

اینم عروسی پسر خاله منه که نازنین از اول تا آخر عروسی وسط بود و هی میگفت عروس کی

میاد؟ دوماد کی میاد؟ ( به تلفظ داماد دقت شود ) آخرش من خواهر عروس رو نیم ساعتی جای

عروس جا زدم. حالا وقتی عروس اصلی اومد هی میپرسید عروس صورتیه کو ؟!!!!10.gif

موقع خداحافظی هم عروس روی نازنین رو بوسید . وقتی اومدیم بیرون نازنین گفت :

چه عروس خانمی بود.04.gif

8a4b9ty.jpg

این عکس رو هم روز قبل از مسافرتمون تو حیاط مامانی اینا انداختیم

6oxl0y0.jpg

6jvwmxj.jpg

بعدشم که یه هفته ای رفتیم دوبی پیش خاله بهناز و اینم مراسم رقصیدن نازنين روزی که خاله بهناز پرواز داشت و نبود. این دامن خوشگله رو هم که هم خوشگله هم قرمزه خاله فرشته با یه تاپ و شلوار دیگه واسش آورده.

بله درست شنیدن بالاخره خاله فرشته با جیگراش اومدن ایران اما ما فقط همون شب قبل مسافرت دیدیمشون ولی قراره همین پنج شنبه بیان خونه ما.

8dvump5.jpg

و اما بگم که نازنین اونجا تقریبا ۹۹درصد مواقعی که بیرون بودیم از کالسکه تکون نخورد. شاید

بعد از سفر پارسال کیش که کالسکه نبرده بودم و پشت دستمو داغ کردم که بدون کالسکه

دیگه سفر نرم ، در کل به نفع من شد ولی راستش کمی حرصم در اومده بود که حالا که خیلی

جاها میخوام بره و واسه خودش بازی کنه، از تو کالسکه تکون نخورد و نیم ساعت نمی شد که

خوابش میبرد و ۲-۳ ساعتی تخت میخوابید . بحدی که معمولا سر غذا هم خواب بود.

خلاصه این دفعه این مدلی من ناراحت شدم . خلاصه نفهمیدم چیکار باید کرد.

احتمالا بعد از مدتها کالسکه سواری بهش مزه کرده بود. دیگه جوری شده بود که من به مسخره

میگفتم بافور منقل نازنین رو بردارین و خاله بهناز میگفت یواش جلوش نگو یاد میگیره و دفعه بعد

با اشاره به کالسکه همگی میخندیدیم.

8fkyf55.jpg

6twto9s.jpg

شاید اینجا یکی از ۴ وعده غذایی بود که تقریبا در طول مسافرت درست و حسابی خورد. یعنی

این غذا نخوردن نازنین علیرغم تلاشم برای بی تفاوت بودن خیلی اذیتم میکنه.

87355cx.jpg

6wnz6ue.jpg

6l0xavo.jpg

در کل فرصتی شد تا چندین بار از این شهر بازی ها ببریمش و یه کم تحرک بهش بدیم. الانم

که دارم مینویسم انگشت به دهان موندم که نازنین که اینجا یه دقیقه هم بند نمیشه چطور

اونجا اینجوری بود.

6u4pxci.jpg

این عکس رو هم باباش موقعی که نازنین تو  ديوتي فري (اينجا نمي دونم چرا انگليسي نميشه)

با یه دختر به اسم كيميا آشنا شده بود گرفت . پرواز ما طبق اعلام قبلي حدود دو ساعتي تاخير

داشت ولي به ما نگفته بودن البته بماند كه دو ساعت هم عين آب خوردن تو ديوتي فري اونجا

ميگذره. خلاصه وقتي تو گيت پرواز بوديم نازنين كه حواسش به هواپيما بود اينقدر از بال هواپيما و

دمش و اينور و انور گفت گفت كه تقريبا همه نگاش ميكردند ضمن اينكه روي صحبتش ظاهرا با

اون دوستش بود . آخر سر يه خانم خارجي كه با شوهرش داشتن ميومدن ايران بلند شد و اومد

و با محبت نازنين و كيميا را بوسيد و شكلات بهشون داد . موقع سوار شدن هم كنار ما بودن كه

ديدم نازنين داره خانمه رو نگاه ميكنه وهي تند تند ميگه : يس يس . اونم ذوق كرده بود و هي

يس يس ميكرد.

يادم رفت بگم كه موقع رفت هم با يك خانم مهماندار شروع كرد به صحبت و هي سوال و جواب

ميكرد منم به خانم اشاره كردم كه اين قصه سر دراز داره ها . ولي اونم خداييش خيلي با حوصله

جواب نازنين رو ميداد كه ميپرسيد چرا كلاه سرتون ميذارين ؟ اينا كه دارن ميان مسافرن ؟

پس كسي كه هواپيما رو راه ميبره كجاست؟ هواپيما ترمز هم داره؟ موقع فرود هم ميگفت راننده

داره ترمز ميكنه ؟ خلاصه راحت بيست تايي سوال و جوابش كرد.

8bqk2mf.jpg

هفته بعد از اومدنمون هم كه تولدش بود و چون عكس تكي همين يه دونه بود همينو گذاشتم.

6t1kikk.jpg

و عكسهاي بعدي هم كه جشن تولد تو مهد بود كه بدليلي با يه هفته تاخير برگزار شد.

تنها نكته اينكه چه تو جشن خونه و بعد كه بقيه كيك مهد رو بهمون دادن ،‌من هر كاري كردم

نازنين لب به كيك نزد . آخرش گفتم خوب نميخوره دوست نداره .

بعد وقتي فيلم تولدش رو ديدم و مدير مهد با ذوق بهم گفت نمي دوني نازنين چه بامزه

يه انگشت به كيك ميزد و يه قر ميداد قيافه من و باباش اينجوري شد 13.gif

ماشاا... تو جواب هم كه كم نمياره صد تا چيز تحويلت ميده و آخرش بازم قيافت همون شكل

قبلي ميشه.

86jbjf8.jpg

7w88iex.jpg

6y17j9s.jpg

6x7zxpg.jpg

نمونه هايي از انگشت زدنهاي نازنين به كيك

6jmb2vs.jpg

85peyqv.jpg

8anw3h1.jpg

739sk1h.jpg

بالاخره اين پست هم تموم شد.

قول ميدم پست جيگراي خاله فرشته رو اول هفته ديگه بذارم.

/ 5 نظر / 38 بازدید
maryam

nazanin jan, tavalodet mobarak bashe, ishala dar kenare pedar madaret 100 sale beshi

ندا

سلام نازنين گلم . ببخشيد که من آلزايمر دارم و يادم رفت تولد نازنين دختر رو تبريگ بگم . باعث شرمندگی . ضمنا عزيزم خب اين خيلی مهمه که در خونه ما چه رنگيه تو متوجه نيستی .

اميد

به به !!!!!!!!!!!!!! البته اين به به مال نازنين نبود مال مامان نازنين بود که بالاخره عکسای خوشگل نازنين رو گذاشت اينجا به به(اين به به مال نازنين بود) چه عکسای خوشگلی. ميگم نازنين خودت زودتر کار با کامپوتر رو ياد بگير تا ديگه اين قدر خاله هات و ديگران منتظر نمونن

حميرا

البته من از تاخيرات مامان نازنین زیاد تعحب نمی کنم ماه که هيچی سال هم عادی است می گين نه از خودش بپرسين روی ماه نازنين رو می بوسم.

آزادی - برابری

دوستان، علی رغم فشارهای امنیتی و بازداشتهای گسترده، دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب تجمع خود را به مناسبت روز دانشجو (16 آذر) در دانشگاه تهران هرچه با شکوه تر برگزار کردند. دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اعلام میدارند که تا آزادی کامل تمامی دانشچویان دستگیر شده از پای نخواهند نشست. برای کسب آخرین اخبار و گزارشها از تجمع روز 3 شنبه و وضعیت دستگیر شدگان، از وبلاگ ما دیدن فرمایید.