امروز حدود يه هفته ميشه که خاله مريم از کانادا اومده. همون روز دوم هول هولکی موقع برگشتن به خونه تو خيابون رفتم و با نازنين ديديمش . وای که چقدر دلم واسش تنگ شده بود . نازنين با چه تعجبی بهش نگاه ميکرد . خلاصه سه شنبه هفته قبل بعد از برگشتش از سفر مشهد اومد خونه ما .

اگر چه من و نازنين حدود ساعت پنج منتظرش بوديم ولی چون جايی مهمون بود و تو ترافيک مونده بود ساعت هفت گذشته بود که اومد. منم ظهر اومدم خونه ولی هرکاری کردم نازنين نخوابيد. نگران بودم که وقتی مريم بياد خوابش بگيره و بی حوصلگی کنه.

خلاصه اين دختر ما از ساعت چهارو نيم آماده اومدن خالش بود

وقتی خاله مريم اومد اولش طبق معمول يه کم حساب ميبرد ولی کمی نگذشت که حسابی با هم جور شدن و بازی شروع شد.

خاله هم که کلی چيزای خوشگل واسش آورده . يه لانه سگ آورده که خوشبختانه خاله بهنازش هم ديروز که اومد سگش رو آورد.

يه سرهمی خيلی خوشگلم واسش آورده که نازنينم خيلی دوستش داره.

تو اين عکس نازنين با تمام احساس ( با چشم بسته ) داره دس دسی ميکنه.

اما اين نازنين خانم چون نخوابيده بود خيلی زود خوابش گرفت و من مجبور شدم بعلاوه ظرف ميوه و شيرينی و سينی چای که از جلوی مريم جمع کردم ( بخاطراينکه نازنين دست نزنه ) خاموشی اعلام کنم و به مهمون يکسال و هفت ماه نديده بگم مريم جون بگير يه کم بخواب که نازنينم بخوابه و خوشبختانه خاموشی خيلی بطول نيانجاميد.

با خوابيدن نازنين گپ ما هم شروع شد و صحبت های داغ زندگی اونجا و داستان بورسيه گرفتن مريم و ... ادامه داشت که يهو ديديم سرو کله نازنين يهو وسط اتاق پذيرايی پيدا شد . خلاصه سرتون رو درد نيارم وقتی هم که مريم رفت من نازنين رو بزور خوابوندم چون هميشه اين مواقع انگار فکرش درگيرتر ميشه و بيخوابی ميزنه به سرش.

اينم عکس آخر شبه که تازه بعد از فقط ۴۵ دقيقه خواب انرژی پيدا کرده بود و با مريم توپ بازی و دالی بازی ميکرد.

اينجور که خاله مريم ميگفت عمو عليرضا هم عيد قراره بياد و نازنينم منتظره که عموش رو هم از نزديک ببينه.

نازنين : يه خاله و عموی ديگه هم دارم که دعا ميکنم هر چی زودتر بيان که هم من و مامان و بابام ببينيمشون و هم خودشون خصوصا خاله فرشته ام يه کم روحيه اش عوض شه . البته مامانم ميگه اين خاله فرشته خيلی با روحيه اس . نمی دونم چی شده جديدا يه وقتايی يه جورايی ميشه . دعا ميکنم همه عزيزای راه دورم هميشه شاد و خوشحال باشن.

/ 18 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
maryam

mersi farnaz joon be man ke pishe to va nazanin hesabi khosh gozasht, ishalla doshanbe mibinametoon

سميه

فرناز جون من كه عكساي اين خانوم خوشگله رو نتونستم ببينم.

dorna

سلام من درنا هستم.چشمتون روشن که خواهرتون از اونور اب اومده و ديديدش.ماشالله چه دختر با نمک و نازی داريد خدا حفظش کنه.اينشالله هميشه شاد باشيد

آرزو

سلام مامانی نازنين حال خانم خوشگله چطوره؟ براش حتما يه اسفند دود کنيد. خوشحال ميشم به ما هم سری بزنيد.

سميه

سلام فرناز جون. حالا همه عکساش رو ديدم. خيلی ناز شده ماشاالله. يه ماچش بکن از قول من راستی ميشه بگی از کجا عکسا رو آپ لود می کنی. آخه من دنبال يه سايت بهتر برای گذاشتن عکسا می گردم. اين سايتی که الان عکسای اتاق ايليا رو گذاشتم عکس رو توی سايز کوچيک آپلودمی کنه

خاله حميرا

فرناز جونم سلام دخترت خيلي ناز و با نمك شده براش اسپند دود كن. راستي بميرم براي نازنين كه عوض هرچي خاله داره!!!! خدا كنه به تعداد عمو ها هم اضافه بشه!!!!

خاله حميرا

فرناز جونم ميشه يك كم بر تعداد عكس ها اضافه كني! اين دختر شما خاطرخواه زياد داره!!!!

آنا

بالاخره من تونستم عکسهای گل دختر ببينم . خوش به حالش با اين سوغاتيهای خوشگلش . خيلی ناز و تودل برو شده ماشاالله . ببوسش .

آرزو

سلام ممنونم که به ما سر زدید.در مورد حرفهاتون کاملا حق با شماست.برای من هم اصلا فرقی نداره دختر باشه یا پسر.راستش با مشکلاتی که من متحمل شدم فقط میخوام که سالم باشه . مطالب هم صرفا جنبه سرگرمی داشت. نازنین ناز رو ببوسید.

ندا

فرناز جون ميشه ۱۵ روز يه بار يه سری به وبلاگ گل دختر بزنی - حداقل چند تا از عکسهای جديد نازنين دختر رو بذار