شلوار لی

امروز صبح ۱۰ دقیقه با نازنین کلنجار رفتم که پیراهن بپوشه و اونم پاشو کرده بود تو یه کفش که شلوار مخمل قرمزش رو بپوشه. اونم شلواری که به اصرار دیروز که مهمون داشتیم پوشیده بود و چند جاشم غذا ریخته بود و کثیف شده بود.

متاسفانه علیرغم تلاش من آخر کار مجبور به تسلیم شدم. به بابایی گفتم من به این سن رسیدم اگه الان مامانم بگه این لباس رو بپوش ، بعد از بحث احترام به حرفش و اینکه نخوام دلش رو بشکنم ، جرات نمی کنم خلافش عمل کنم . حالا نازنین خانم نه احترام حالیشه ، نه دل مامانش و نه جرات . یه جورایی مثل اینکه من جرات نکردم خلافش عمل کنم 13.gif

یعنی واقعا اینطوره یا حالا استثنایی پیش اومده. ما به کجا داریم میریم ؟!......

البته اینم بگم که نازنین در واقع عاشق شلوار لی هستش. صبح تا شب اینقدر میگه شلوار لی ، شلوار لی که نگو . مریض که بود تو خواب با گریه بلند میشد و بجای من ، سراغ شلوار لی اش رو میگرفت 23.gif

این موضوع اینقدر بالا گرفت که من مجبور به قایم کردنشون شدم. نازنین دو تا شلوار لی داره یکی رو خودم گرفتم یکی دیگرشم خاله مریم از کانادا واسش آورده که اون مال زمستونه .

شلوار اولی رو خونه مامانی قایم کردم که روزی نازنین به ناگاه چشمش به شلوار لی دومی افتاد و به اصرار وسط تابستون چند روزی رو با شلوار لی لایی دار زمستونی سر کرد . خلاصه این یکی رو هم تو یکی از کابینت های آشپزخونه قایم کردم. دیروز که مهمون داشتیم اصرار که منو بلند کن تا شلوار لی ام رو از کشو اولی دراور بردارم منم خوشحال از اینکه الان شلوار رو نبینه دست برمیداره . بلندش کردم که ناگهان چشمش به شلوار مخمل افتاد و روز از نو روزی از نو .

دیشب که تو خواب شلوار رو از پاش در آوردم ، تو یکی از طبقات کمد دیواریها قایم کردم. ولی نمی دونم چه جوری صبح همین که بیدار شد بلافاصله شلوار رو تو کمد تشخیص داد و خلاصه بقیه داستان رو هم که بالا خوندین.

خلاصه من موندم علاقه نازنین به شلوار لی ناشی از چیه. خاله شیواش که میگه به من رفته چون اونم خیلی علاقه داره. 

دیگه ماشاا... همه چیز میگه . مدتیه که کاملا جمله میگه . مثلا : من خودم میخوام بخورم.

مامان پاشو بریم دده ، خیلی از شعرای کتابشو میخونه . یعنی مصرع اول رو خودم میخونم . مصرع دوم رو اون میگه. مثلا من میگم : وقتی چراغ قرمزه

                                    نازنین میگه : هیچ ماشینی رد نشه

از سری کتابهای می می نی چند تا گرفتم. یکیش ( می می نی الهی بد نبینی )

استفاده از کبریت و آتش گرفتن پای خرسی(عروسک می می نی)

این کتاب رو با ادا میخونه و وقتی من میخونم یه ژستی میگیره که اوخ اوخ خرسی پاش آتیش .

این کتاب رو یه روز برد مهد کودک و جا گذاشت. دیشب هی کتابهای مختلف رو ورق میزد که

ببینه کدومه . هی میگفت خرسی اوخ اوخ نیست؟!

خلاصه برنامه هایی داریم با این نازنین خانم. از خیلی از شیطنت هاش فاکتور میگیرم چون دیگه واقعا قیافم اینجوری میشه14.gif.

همه بهم میگن بازم تو صبوری . ماشا ا... نازنین شیطنت هاش رو دست پسرها زده.

دیروز مهمونمون زن دایی پری ( زن دایی بابایی) هم همین رو میگفت. تازه خودش دو تا پسر بزرگ کرده

خلاصه تا اینجا رو گفتم . این سری عکس نداشتم که بذارم. تو اولین فرصت .

راستی یه وبلاگ دیگه درست کردم . کنار صفحه ببینین به اسم : نازنینی دیگر

وقت داشتین اونجا هم سری بزنین.

/ 7 نظر / 9 بازدید
رهام

خانوم جون ناراحت نشو. خدا بايد به همه مادر ها صبر بده. يه جورايی هم خوبه که اين دخمل شیطون عاشق شلوار لی. آخه پاهاش کمتر زخم می‌شه.

فرشته

بابا مگه شلوار چه اشکالی داره ، من به اين سنم هنوز بيشتر شلوار ميخرم و میپوشم تا دامن. سخت نگیر مامان جون ، البته من از اصول بچه دازی هیچی بلد نیستم ها ، فقط از روی احساس میگم ، مادرها هم باید به خواست بچه هاشون احترام بگذارند. راستی قضیه این نازنینی دیگر چیه ؟نازنینی دیگر در راهه؟!!!!

شهرزاد مامان حسين

سلام. ای جانم. ناراحت نباش مامانی. بچه ها بعضی وقتا به يکی از اموالشون دلبستگی پيدا می کنن. بعدش تموم ميشه. حسين من هم يه بار يه عينک آفتابی داشت می گفت شبا بايد کنارم باشه تا بخوابم. يه بارم وسط تابستون هوس کرد کاپشن بپوشه. فکر کن کاپشن با شلوارک. ببوس اين دخمل شيطون نازو.

سميه مامان ايليا

چه بامزه که اينقدر شلوار لی رو دوست داره. ماشاالله چقدرم شيطونه و چقدر هم برای مامانا سخته که بچه های اينقده شيطون باشن

شیوا

سلام سلام. آفرین به این نازنین خانم خوش سلیقه. بله، معلومه که به من رفته نازنین جون اصلا توجه به حرف کسی نکن و علاقه ات را به شلوار جین حفظ کن چون خیلی مهمه که آدم تو زندگیش عشق شلوار جین داشته باشه

آنا

فرناز جون اون من و تو بوديم که روی حرف مامان و بابامون حرف نمی زدیم . الان دوره زمونه فرق کرده و بچه ها خودشون در هر موردی تصمیم گیرنده هستند .

الهام

بابا چه بلاييه اين نازنين شما .ببوسينش اين دختر خوشگل رو.به دختر منم سر بزنين.