مهمونی

دیروز نگفتم نازنینم داره بزرگ میشه؟؟!!!!

اینم نتیجه اش :

6gejuyo.jpg

دیروز از شهروند یه ماشین پلیس با یه قوری پر از فنجون ، نعلبکی و قاشق چنگال برداشت و خلاصه بهانه ای شد که بدون من بره تو اتاقش و یه نیم ساعتی به حال خودش بازی کنه و واسه بچه هاش چایی درست کنه.

بعد از اینکه تند تند کارامو کردم دلم طاقت نیاورد و رفتم در اتاقش در زدم و گفتم نازنین ! مهمون نمی خوای اونم با یه خنده همراه با خجالت گفت بیا تو و واسم یه فنجون یا بقول خودش لیوان چای ریخت . یه دونه که چه عرض کنم تقریبا ۳-۴ تا چای پشت سرهم واسم ریخت و قوری بدست بالای سرم ایستاده بود که بخور تا بازم واست بریزم .

اون فنجون سمت راستیه مال منه

4zojek2.jpg

/ 6 نظر / 7 بازدید
Raha

Elahi koli jogh kardam. baba in dokhtaret khailee khailee khanoum shodeh mesle khodet azizam. meebousamet

مامان آرتا

هوراااااااا هوراااا يه قرار وبلاگی زود گفتم نگين دير شده ۲۴ تير یکشنبه جام جم بوف ساعت ۶ عصر به اميد ديدار

مامان رادین

مرسی از مامان ارتا که همه جا خبر رسانی می کنه! اما خيلی کار خوبی می کنيد که با نازنين بازی زندگی می کنيد. بچه در اين سنين بايد بازی زندگی کنند و بايد بازيهای اننا را جدی گرفت با جديت در بازيهاشون و تخيلاتشون شريک شد. اين طوری زندگی را تمرين می کنند. حتی گاهی خودتان تقاضای بازی را بدهيد. شما بچه بشويد و او مامان و اجازه دهيد تمامی بازی را با جديت انجام دهد. (برگرفته از کلاس بازی و انديشه)

حميرا

مامان نازنين عزيز اگه يكشنبه رفتي بوف و فرداش دستت اوخ شد نگي چرا؟؟؟؟!!!!!

شهرزاد

سلام...منم نی نی مثل نازنين می خوام......

عارف

دختر زیبایی داری مبارکت باشه