امروز ندا يک کتاب قشنگ بهم هديه داد ، مثل هميشه.

اسمش هست : ( تو فنجان چای منی )

متن های کوتاه ، اما با معنا و قشنگی داره که چند تاشو اينجا می ذارم.

حالا قراره چند تا از شعرهای مولوی رو هم برام بنويسه که اگه داد براتون مينويسم.

اينجا گفتم که وقتی خوند واسش يادآوری بشه 09.gif

واما چند تا از متن های اين کتاب :

07.gif بهترين خاطره برای من :

     يک ظرف شيرينی٬

     يک قوری چای

     و تو هستی.

 

07.gif وقتی تو برايم چای می ريزی٬

     من ميتوانم همه محبت قلبی ام را

     برای تو بريزم.

 

07.gif دوستی من و تو ٬

    مثل يک دم کنی روی قوری است ٬

    که اسرار مشترک ما را امن و گرم نگه ميدارد.

 

07.gif ميتوانيم روحمان را در فنجان بريزيم

    و به سلامتی يکديگر بنوشيم.

/ 2 نظر / 9 بازدید
m

سلام خوشحالم چون اسم وبلاگت شبيه اسم وبلاگه منه با كمي تغيير ... نازنين گلت رو از طرف من ببوس . به سارينا سر بزن . موفق باشي

topolmopol

بگذار منم به يادگار شعری بنويسم.البته شايد با شعر تو مناسبتی نداشته باشه ولی خب وقتی خوندمش به دلم نشست: افسوس نيست که چرا ستاره خوشبختی از دور سوسوئی زد در ناپايداری يک شب کوتاه که من خاطره اش را چون فانوس خيالی بر سقف شبهای دگر آويخته ام.