ديروز تو وبلاگ يکی از دوستام خوندم که پشت بچشو موقع خواب ميخارونه . يادم افتاد که منم تو بچگيم خوشم ميومد و با بهناز گاهی نوبتی اينکارو ميکرديم. اينه که شب موقع خوابيدن آروم پشت نازنين رو خاروندم . احساس کردم خوشش اومد و آروم چشاش رو هم رفت ولی دستم نزديک پهلوهاش که شد يهو خودشو جمع کرد که فهميدم قلقلکش اومده ( گفتم دخترم احساس مند شده 09.gif)

خلاصه وبلاگ خونی ( اصطلاح فرشته ) در ارتقاء سطح علمی مردم نقش بسزايی

داره. 18.gif

/ 5 نظر / 2 بازدید
m

سلام نازنين قشنگت رو از طرف من و سارينا ببوس ... به سارينا هم سر بزن اميدوارم دوستای خوبی برای هم بشيم.

m

بازم سلام ... خيلی به مساله املابب سبود بابا فکر نکن اين بابای سارينا اصطلاحات خاص خودشو داره از لغت نامه مخصوص خودش تمام ۹ ماهی که سارينا تو شکم مامانش بود بابايی سارينا رو به اين اسم ناز می داد يعنی سبود بابا الان هم بهش می گه سسلی بابا خلاصه ما هم بعد از اين همه مدت نفهميديم ....

ندا

سلام ميخواستم بگم خيلی به خاروندن پشت دخترت ادامه نده چون اگر بهش عادت بکنه ديگه هيچي والا ما يه همخونه داشتيم که باباش در کودکی به اين کار عادتش داده بود بيچاره شبها تا يه ساعت خودشو با برس نمی خاروند نمی تونست بخوابه!!!

ندا

آب حيات عشق را در رگ ما روانه کن آیینه صبوح را ترجمه شبانه کن ای پدر نشاط نو بر رگ جان ما برو جام فلک نمای شو وز دو جهان کرانه کن

خاله فرشته

يه چيز با مزه ، اينکه من يک نقطه روی کمرم که هر وقت از خواب بيدار ميشم ميخاره ، هيچ وقت به اين فکر نيفتاده بودم که شايد علت خاصی داره ، بهتره به مامانم زنگ بزنم ، شايد اون عادت داشته پشتم و بخارونه تا از خواب بيدار شم.:)