نازنين می می شو گاز زده

و بالاخره الان نزدیک یه هفته میشه که نازنین رو از پستونک گرفتیم.

یه بار که با نازنین سوار تاکسی بودم اتفاقا یه خانمی که معاون مهد بود و سه هفته ای بود بازنشست شده بود ، هم مسافر تاکسی بود و یه سری صحبت هایی راجع به نازنین کرد ( از بس نازنین شعر خوند و سخنرانی کرد) آخرش بمن گفت سر پستونکش رو با قیچی ببر و بهش بده . اونم بدش میاد و دیگه نمی خوره ولی حتما یه زاپاس داشته باش که اگه بی تابی کرد بهش بدی.

منم همین کار رو کردم و صحنه ای که نازنین می می اش ( پستونکش) رو دهنش گذاشت و بعدش در آورد و نگاش کرد اینقدر دیدنی بود که واقعا تاسف خوردم چرا فیلمبرداری نکردم.

خلاصه بی تابی نکرد و تا فردا هم فقط تو دستش میگرفت و به همه توضیح میداد.

یه روز که خونه مامانی بود و من برای آوردنش رفته بودم دیدم یه می می دیگه دستشه فهمیدم مامانم حواسش نبوده بهش داده . خلاصه آوردم خونه و سر اون رو هم با قیچی بریدم.

نازنین که می می خواست اولین پستونکش رو دادم گفت این یکی رو میخوام ( یعنی اون یکی)

می می مامانی رو بده ومن اون یکی رو هم بهش دادم . قیافه اش وقتی هر دو تا پستونک سر بریده رو تو دستاش زیر و رو میکرد هم خیلی جالب بود. خلاصه قبول کرد که این یکی رو هم خودش گاز زده . خلاصه تو این مدت یه بار که تو خواب بی تابی کرد می می زاپاس رو بهش دادم و صبح قبل بیدار شدن ازش گرفتم و قایم کردم. ولی انگار اینو فهمیده بود چون میگفت مامان می می بهم نمی دی؟ 02.gif

خلاصه بنظر خودم این مرحله براحتی انجام شد. عکس می می هاش رو میگیرم فردا میذارم اینجا. فقط امیدوارم پروژه عظیم پمپرز هم راحت و سریع انجام بشه. هر کی تجربه ای داره منو راهنمایی کنه لطفا.

یه سفر ۴ روزه هم به کیش داشتیم که تو یه پست دیگه می نویسم.

تو این چند روز تعطیلی که باباش بابت کاری تهران نبود در کمال تعجب دیدم دیروز رو تخت جای باباش نشسته  و میگه اینجا بوی بابا رو میده13.gif

جدیدا احساس میکنم  بو رو تشخیص میده ولی نمی دونم واقعا منظورش از این حرف چی بود.

واقعا اونجا بوی باباشو میداد08.gif

خلاصه با مجموعه ای از شیطنت ها ، مهربونی ها ، اذیت ها روزگار میگذرونیم . یه وقتا توان اومدن و نوشتن نیست و بعدش که میای خیلی چیزا از قلم میفته.

واسه مامان فرشته عزیزم دعایی کردم که حالا واسه همه مامانا میکنم که خدا به هممون توان و انرژی بده که با تمام این سختیها لذت تکرار نشدنی این ایام رو درک کنیم.

4hu5m5i.jpg

می می ها بترتیب از راست به چپ : می می خونه خودمون ، می می خونه مامانی ، می می مهد

/ 7 نظر / 83 بازدید
مامان آرتا

آفرين شما تونستيد بگيريد من هنوز واسه گرفتن شيشه در فکرم شايد اين کارو کردم بد فکريم نيستا

خاله فرشته

جيگر اين دخمل فهميده رو برم من. يادم باشه من هم از همين روش واسه ۲ قلو ها استفاده کنم. نازنين خاله رو ببوس ، عکس هم يادت نره. بوس بوس

Raha

ajab kare bamazeyee kardi ha. bandeh khoda nazanin keh fekr kardeh khodesh ounha ro khordeh???? meebousamet va be omide deedar

Parisa Tahvildarian

Farnaz jan, mesle hamishe por hosele va po energy hasty. man hamishe neveshtehayat ra mikhanam va lezat mibaram. mibinam hanoz ziba va por abo tab minevisy mesle gozashte..dokhtar gol va ghashangat kheliy shirin zabon ast az taraf man bebosash. man alan dar 'maternity" hastam baraye hamin vaght ziyad daram baraye khondane web log. take care your old friend :parisa

مامان رهام

چه روش خوبی برای از پستونک گرفتن بود..... سال نو هم مبارک.

نگين

سلام خانومی اولين باره ميام وبلوگتون.. خدا دخترتون رو واستون حفظ کنه... سال خوبی داشته باشی...

مهنوش

واقعا جالب بود به منم يه سری بزن