و عيد هم ديگه راستی راستی داره از راه می رسه.

البته واسه من که عيد بعد از پروژه بستن حسابها معنا پيدا ميکنه واسه همينه که امروز تصميم گرفتم آخرين پيام سال ۸۴ رو بذارم چون بعيده فردا فرصتی پيش بياد.

طفلک نازنين که ديگه فردا بايد بيش از ۲۴ ساعت نبودن مامانش رو تحمل کنه.

قول ميدم جبران کنم 08.gif

نازنينم ديگه کم کم داره خيلی کلمات رو ميگه. اولا که دخترم عاشق آبگوشته. بهش ميگم نازنين شام چی خوردی ؟ همچين لباشو با مزه بسمت بيرون حالت ميده و ميگه : دوشت 07.gif 04.gif

خاله بهنازش هم ديروز واسه تعطيلات عيد اومد و بازم واسش پمپرز آورده ولی ديروز ديدم يواشکی داره بهش ميگه اين ديگه دفعه آخره ها . دفعه بعد که اومدم ديگه... 09.gif

ديگه نازنينم کاربرد اکثر وسايل رو ميدونه ، اينکه با پيچ گوشتی کار کنه، عطر رو بايد به لباسش بزنه، کليد رو به قفل در بزنه، تفاوت کنترل ها رو تشخيص بده ، مثلا اگر کنترل تلويزيون رو بخواد و مال ضبط رو بدی ، سريع عکس العمل نشون بده که مگه من نمی دونم اين کنترل تلويزيون نيست 12.gif09.gif

خلاصه امسال انشاا... دومين ساليه که نازنينم با ما سر سفره هفت سين ميشينه.

پارسال که همه دور هم شمال بوديم و مامان بزرگ ها و بابابزرگ ها و خاله ها وعمه ها دور و برمون بودن. اما امسال تحويل خودمون سه تا سال نو رو تحويل ميکنيم.

خدا تو اين سال جديد به همه سلامتی و دل خوش عنايت کنه.

به کوچولوهای عزيز خصوصا کسری عزيزم هم سلامتی بده.

به مامان باباهای منتظر ، بچه های سالم و گل نصيب کنه

و همه کوچولوهای باغ زندگی رو واسه مامان باباهاشون حفظ کنه.

 الهی آمين.

اينم دو تا عکس که ديروز قبل از رفتن خونه مامانی از نازنينم انداختم.

/ 2 نظر / 2 بازدید
امید

به به ، چه خانم شده این نازنین خانم.امیدوارم سالهای سال در کنار هم سر سفره هفت سین بنشینید و نازنین دل مامان و باباش و همه اونهایی که دوستش دارن رو شاد کنه. دست مامان خانمی نازنین هم درد نکنه که تو این شلوغ پلوغی عید مطالب جدید نوشته.

عمه کوچیکه

دسته مامانه نازنین درد نکنه که تونسته عکسای قشنگی بگیره.