Lilypie 4th Birthday PicLilypie 4th Birthday Ticker
دوقلوهای خاله فرشته (مانا و نيکا جيگره) در خونه ما - نازنين بابا

نازنين بابا


دوقلوهای خاله فرشته (مانا و نيکا جيگره) در خونه ما

 اینم جیگرای من و نازنین در بدو ورود به خونه

(قابل توجه اینکه شاید نیم ساعتی طول کشید تا من یه پذیرایی مختصر از خاله فرشته و عمو بهنام داشته باشم. اولش که یادم رفت یه چای بیارم بعدش میوه آوردم بشقاب یادم رفت ، بشقاب آوردم ، کارد یادم رفت . خلاصه من که همین جوری استاد پذیرایی بودم ، اون شب پرفسوریم رو گرفتم ) (ولی با این جیگرا آخه مگه واسه آدم حواس میمونه)

اولین لحظات برخورد نازنین با جیگرا (‌ کمی ترديد ، كمي تعجب ، كمي كنجكاوي )

الهي قربون اون بوس كردنت بره خاله

الهي قربون اون Give Me Five دادنت بره خاله

الهي قربون هيس گفتن تو هم بره خاله

نازنينم كم كم داره با جيگرا ارتباط عاطفي پيدا ميكنه . قبل اومدنشون اينقدر مانا نيكا كرد كه حد نداشت . بنظر من از رفتارش میشد فهمید که خیلی خیلی دوستشون داره . فردا صبحش هنوز درست چشماشو باز نکرده بود پرسید مانا و نیکا کجان ؟ همین که گفتم اون اتاق خوابیدن گل از گلش شکفت و زودی گفت لباسمو بپوشون و منتظر نشست تا از خواب بلند شن.

ديگه اينجا جيگرشونم ميخورد

نيكا و سبد اسباب بازي

بدون شرح

خاله جيگر تو رو بخوره با اون نگاه با احساست

تلاش نازنين و نيكا براي رفتن بداخل سبد

مراسم چهار دست و پا رفتن دو قلوها كه راستي راستي دل آدم رو ميبره

اينجا هم بعد از شامه كه مانا ميخواست بياد كمك خاله ظرف ها رو بشوريم . ديد خاله و مامانش همه رو چيدن تو ظرفشويي

و اينجا مشغول بازديد تا ببينه خاله و مامانش كارها رو درست انجام دادن

و در اينجا راضي از كار ما  نفس راحتي كشيد كه بشينه و نيكا هم كه تو عكسهای بالا داشت خودشو  براي دبل چك ( دو قلو چک) میرسوند هم ظاهرا از ما راضی بوده

مانا پلیس شده اونم چه پلیسی 

مراسم صعود موفقیت آمیز بر فراز پایه مبل

نیکا هم پلیس شده اونم چه پلیسی و دنبال مانا از اتاق زده بیرون

به نیکا گفتیم نیکا بخواب و اونم چه ناز سرش و گذاشت رو شونه نازنین و نازنین با چه عشقی نگاش میکرد

اینم یه ورژن دیگه از خواب که بیدار شدن نیکا زودتر از سرعت دوربین بود

این کلاه هم کلاه لباس شب نیکاست که به خونه ما قد نداد و قراره خونه خاله سیما تیپ بزنن و بپوشن

خلاصه که به من و نازنینم و البته باباش در کنار خاله فرشته و عمو بهنام و دوقلوهای جیگرشون بودن خیلی خیلی خیلی خیلی خوش گذشت .


فرناز