Lilypie 4th Birthday PicLilypie 4th Birthday Ticker
نازنين بابا

نازنين بابا


 

بنظرم نازنين تو اين دو روزه کلی بزرگتر شده بود. شايدم مشکل از منه که فقط پنجشنبه و جمعه تمام وقت باهاشم و تازه اون موقع ميفهمم که دخترم کم کم داره خانم ميشه.

هميشه آرزوی زمانی رو ميکشيدم که احساسش واقعی تر يا ملموس تر باشه . ظاهرا کم کم دارم به آرزوم ميرسم.

ديروز با مادرجونش رفته بود بيرون . مثل اينکه غريبی کرده بود ولی خودشو کنترل کرده بود . همين که اومد تو حياط و منو از تو شيشه ديد ، همچين لباشو ورچيد که دلم رفت. همچين آشنا بغلم کرد که باورم نميشد.

هميشه بنظرم مياد که به مامانيش وابسته تره تا من . ولی وقتی خونه با هم تنها هستيم رفتارش يه جور ديگه اس . با اين کوچيکيش همه چيزو ميفهمه. وقتی عصرها ميرسم پيشش خيلی جالبه که ذوق ميکنه سمتم هم مياد ولی يه جور بر ميگرده به مامانيش نگاه ميکنه که هرکی ميبينه فکر ميکنه ميخواد بگه مامانی ناراحت نشی ها

خلاصه عالمی دارن اين نازنينها.

خدا همشون رو حفظ کنه.

 


فرناز