Lilypie 4th Birthday PicLilypie 4th Birthday Ticker
نازنين بابا

نازنين بابا


 

من چند وقتيه که متوجه يه کار بامزه تو نازنين شده بودم و جالب اينجاست که تا به امروز صبح هم واسه علی تعريف نکرده بودم.

صبح که نازنين رو آماده کرده بوديم که بياريمش تو يه دستش موبايل من بود و تو دست ديگش از اين نخ دندونهايی که بزرگه و شبيه قوطی کبريت بزرگ می مونه و يکی از تازه ترين چيزايی که نازنين رو برای مدتی مشغول ميکنه.

ميدونستم هر دو تای اينا رو دوست داره و وقتی تو دستشه حاضر نيست به هيچ قيمتی ازش بگيرن.

به علی گفتم نازنين رو ميبينی اينا رو چه محکم گرفته !!!! به هيچ قيمتی حاضر نيست ولشون کنه . گفت از کجا فهميدی؟ گفتم الان اگه پستونکش بيفته ( که يکی ديگه از علايق نازنينه ) يه کم نگاه متفکرانه ميکنه بعدش با دو دست پر ، زانو ميزنه و با دهنش پستونک رو از رو فرش برميداره . درست همون لحظه پستونکش افتاد و دقيقا همون چيزی رو که تعريف کردم اتفاق افتاد . علی گفت اگه با چشم نمی ديدم باورکن خيلی سخت ممکن بود باور کنم.

تازه نگفتم که اين روزا حسابی شيطون شده . اينقدر رفت سراغ سنگ های ريز تو شومينه که آخر سر جمع کردم ريختم دور . حالا از رو کنجکاوی ميخواد به هيزمها دست بزنه.

تازه جديدا وقتی ميخواد کارتون ببينه دستشو به مبل ميگيره و پای راستشو ميذاره طبقه دوم ميز تلويزيون  هر چی ميگم مامان جان حالا ميخوای بذاری مجبور نيستی طبقه دوم بذاری . همين طبقه اول بذاری هم ما راضييم بخرجش نميره که نميره

نازنين :  امروز سالگرد ازدواج خاله فرشته گل با عمو بهنام مهربونمه که خيلی بسيار زياد بهشون تبريک ميگم و ميخوام بگم بابا ديگه کجا رو بايد ميديدين که نديديد ؟!!!

يه کمم به فکر من باشين ؟!!!


فرناز